صفحه اول
قسمت هایی از کتاب

«...کتاب بهائیگری کسروی که در همان دههء ۱۳۲۰ شمسی نگاشته شده در یک هدف با دیگر ردّیه‌ها مشترک است و آن رماندن و بیزار نمودن خواننده از کلمهء بهائی است. اما کسروی با قلم توانا و هوشمندی ذاتی خود چند هدف دیگر را نیز آگاهانه دنبال نموده است. بهائیگری در زمانی از حیات اجتماعی ایران نگاشته شد که مردم و جوانان در جستجوی آرمان‌های تازه بودند و جهان نوی می‌جستند. با پایان یافتن سلطنت رضا شاه و تمام شدن جنگ به نفع متفقین، ایران وارد مرحلهء اجتماعی تازه‌ای می‌شد و جوانان شیفتهء سخنی تازه و افکاری نو و مترقّی بودند...» (فصل دوم) 

 ----------

«...کسروی نویسنده‌ای چیره‏دست بود. خود را در همهء مسائل صاحب‌نظر و ‌آگاه می‌دانست و با هیچ چیز جز آنچه خود می‌پنداشت سر آشتی نداشت. امّا با اندک انصافی که در خود می‌دید در مقابل دیانت بهائی به سرگیجه و دو دلی افتاده بود. وی شیعه‌گری و تصوف را که ستون‌های محکم اعتقادی مردم ایران است در دو کتاب خود سخت کوبیده بود و با دیدن دیانت بهائی حیرت می‌کرد که چگونه در چنان زمینهء دینی و اجتماعی و زیر سلطهء آن دو مذهب می‌تواند دیانتی مستقل بروید، آن همه شور و غوغا در ایران دراندازد و با همهء سخت‌گیری‌ها و کشتارها که بر پیروانش روا شد، با تعالیم انسانی و امروزین خود حتی مرزهای ایران را در نوردد...» (فصل نهم)

 

---------- 

«از دوران قاجار تاکنون کوشش ملّایان و ردّیه‌نویسان آن بوده که دین بهائی را آنچه نیست معرفی کنند، و آنچه که هست نادیده گیرند و از مردم یا خوانندگان ردّیهء خود پنهان دارند. این کار در نیم قرن اخیر با کنار گذاردن بحثی سازنده، و به کار گرفتن تهمت و افترا، تبدیل به مبارزه‌ای ناجوانمردانه فقط بر اساس تهمت و هو و جنجال شده که دو هدف را دنبال می‌کند. یکی گریزاندن مردم ایران از دین بهائی، و دیگر موجّه ساختن تهمت‌ها فشارها و تبعیض‌هایی که سال‌ها است جامعهء بهائی ایران دستخوش آن است و روز به روز دامنهء آن وسعت می‌گیرد.

استثنایی که کتاب بهائیگری کسروی دارد انصاف اوست در اینکه دین بهائی را نهضتی اصیل و ایرانی می‌داند نه ساختهء دست این و آن، و صحت توبه‌نامه‌ای که شهرت دارد از باب در دست است، و ما از آن در صفحات پیش گفتگو کردیم، مورد تردید قرار می‌دهد. در این مورد باید از او سپاسگزار بود...» (فصل دوازدهم)